این همه سال زمزمه کردیم:
"صدا کن مرا، صدای تو خوب است..."

هیچ نمی دانستیم که تو حتی ثانیه ای از عمرمان را سکوت نکرده ای

تو صدا میکنی،
در قامت باد که در شیار گوشمان می پیچد و مینوازد و میرود
در جامۀ هر یک پرنده که چیزی مبهم میگوید و رد میشود...

تو صدا میکنی،
با لحن ملتهب همین آبشار دیروزی که در محضرش ایستاده بودیم...
با رنگدانه های هزار رنگ گیاهان که همیشه خیره اند به ما...

تو صدا میکنی... حتی با سکوت سلیس شبهای بی صدا...

و ما چه خوشبختیم که همۀ عمر مخاطب تمام بادهای جهان، تمام پرندگان آسمان، تمام آبهای روان و... بوده ایم

بی آنکه بدانیم:

صدای تو

همۀ صداهای عالم است...